أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
442
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و دريائى بيحدّ و كران است در ته آن درر بيشمار است و در ظاهر آن اخبار بسيار ، و مردم در التقاط درر و استخراج جواهر اين درياى سراسر گهر مراتب مختلف دارند زيرا ايشان بر حسب درجات فهم و ادراك خود و بر حسب آنچه خداى تعالى برايشان از موفقيّت به اين امر موهبت كرده است با هم مختلف هستند . و از اين نقطهء نظر است كه تفاسير را مختلف مييابى بر حسب اختلاف اهل آنها از تخصّص در انواع علوم ؛ زيرا بطور محسوس مشاهده ميكنى برخى از ايشان را كه در علوم عربيّه و فنون ادبيّه تبحّر دارد در آن باب داد سخن داده و گنجهاى هنر از آن درياى گهر بيرون آورده است مانند زمخشرى در تفسير كشّاف ، و برخى ديگر را مىبينى كه در علم معقول و فنّ حكمت و كلام تخصّص دارد پس در آن باب باوج كمال رسيده و تبرّز شايان پيدا كرده است و در آن موضوع سخن رانده است مانند فخر رازى در تفسير خود كه مفاتح الغيب نام دارد ، و برخى ديگر را مىبينى كه در اطّلاع بر قصص قرآنى يد طولى دارد مانند ثعلبى ؛ از اين روى جهت مايزهء تفسير او اين معنى شده است ، و برخى ديگر را مىبينى كه در تأويل حقايق استاد و ماهر است و در تفسير ظواهر تبحّر قابل اعتنائى ندارد مانند ملّا عبد الرزاق كاشى الى غير ذلك . و از روايات مشهوره است كه قرآن را تفسير و تأويل است و حقايق و دقائق ، و ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع . و كليد فهم همهء اينها فضل خداست كه بهر كه خواهد مرحمت فرمايد و خدا صاحب فضل بزرگ است » . نگارنده گويد : تقييد تفسير قرآن به [ همهء آن ] يعنى اينكه شهيد ( ره ) تفسير قرآن را بصفت [ بأسره ] در عبارت خود موصوف داشته براى آنست كه در سابق يعنى قبل از لزوم شروع متعلّم بعلم فقه گفته : « ثمّ ينتقل منه الى البحث عن الآيات القرآنيّة المتعلّقة بالاحكام الشرعيّة فقد أفردها العلماء رضوان اللّه عليهم بالبحث و خصّوها بالتصنيف فليطالع منها كتابا و ليبحث عن أسرارها و ليمعن النّظر فى كشف أغوارها فليس لها حدّ يقف عليه الافهام اذ ليست كغيرها من كلام الانام و انّما هى كلام الملك العلام ، و فهم النّاس